سلام دوستان 

 

در رساله "عشق" در باب فطریه آمده :
کسانی که "قوت غالب" انها "غم حسین" است ، نان خور حضرت زهراسلام الله علیها محسوب میشوند.

و...

"فطریه" آنها با حضرت حیدر(ع) است...

**********************************

عید همگی مبارک 

**********************************

ببخشید که یه مدت طولانی نبودم و جواب کامنتتاتون رو ندادم ....آخه به شدت سرم شلوغ بود و مشغول کارای خونه ام بودم

خداروشکر جابه جایی های خونه ام تموم شد و اتاق دخترم تقریبا آماده اس تا وسایلش رو بیارم بچینم

حالا دیگه تقریبا میشه گفت همه چی آماده است تا خانم خانمای ما فاطمه سادات ما تشریف فرما بشن و بشن چراغ خونه ی مامان شیما و بابا حمید

+آزمایش گلوکز رو هم رفتم دادم و خداروشکر خبری از دیابت بارداری نبود و همه چی آرومه ...

فقط نمیدونم چرا دخملم سفت چسبیده به معده ام و پایین بیا هم نیست دیروز اینقدر زیر معده ام سفت شده بود که گفتم الانه که سرش بزنه بیرون ...

این روزا همش با دخترم درگیرم و به خاطر لگدای سفت و باقدرتش یه کم دعواش میکنم ولی بعدش با نگاه کردن به شکمم و تکونای عجیب غریبش خندم میگیره و دوباره قربون صدقه اش میرم...

یه همچین مامان سادیسم داری هستم من ...

+الهی قربون دخترم برم که دیگه همه دلتنگش شدن و میخوان که زودتر بیاد

بابا حمید هفته ایی دو سه بار میپرسه چقدر دیگه مونده تا بیاد ؟ دلم براش تنگ شده ...

 وجواب همیشگی من: صبر کن بیاد ... یه پوستی از کله ات بکنه که دلتنگی از یادت بره ...

وهمچنان قیافه ی بابا حمید درانتظار دخترش:

+دوستان برای همسرم خیلیییییی دعا کنید یه آزمون استخدامی در پیش داره که جمعه است و حسابی مشغول خوندنه تا انشاالله قبول بشه.... اگه قبول بشه خیلییییییییی خوب میشه و یه کار خیلیییی خوب تویه جای خیییییییلی خوب بهش میدن ... 

خوب اینم از عکسایی که قولش رو داده بودم:

+ عکس  اسم دخترم که با آینه کاری درستیدم

قشنگه؟

 

+وعکس شبه قالی اتاق دخترم که بالاخره تکمیل شد و ریشه هاشم زدم 

دوستان خوب شده عایا؟

 

 



تاريخ : سه شنبه 7 مرداد1393 | 16:54 | نویسنده : مامانٍ فنقولـღ |
سلام دوستان

عبادات و مناجاتتون با خدای مهربان و عزاداریاتون برای مولا پدر شیعیان قبول حضرت حق ....

تو شبای باقیمونده از ماه مبارک و شب بیست و سوم وآخرین شب قدر اگه یادتون موند من و دخترمم لطف کنید و دعا کنید

الان که دارم مینوسم تمام وسایل خونه ام دورو برمه و وسط کلی شلختگی نشستم و خیلی خوشحال دارم این پست رو میذارم

چند وقته درگیر کارای تغییر دکوراسیون و یه سری خرید برای خونمون هستیم 

+ یه در کشویی برای خونه سفارش دادیم فردا نصابش میاد برامون میذاره

+ فرشامونو دادیم قالیشویی دوسه روز دیگه میارن

+شبه قالی اتاق دخترم که داشتم میبافتم بالاخره تموم شد و دارم ریشه هاشو میزنم که تموم بشه حتما عکسشو میذارم براتون

+ اسم دخترمو با هنر آینه کاری درست کردم و خیلیییییییییییییییی ناز و خوشگل شد که اونم ان شاالله عکسشو میذارم براتون

+ برای اتاق دخترم استیکرآینه ایی خریدیم که خیلی نازه ان شاالله بعد از تموم شدن چیدمان اتاقش عکسشو میذارم

"تکونای دخترم بیشتر شده و گاهی اوقات با درد همراهه"

«میشه گفت تقریبا بیمارستانی که میخوام توش زایمان کنمو بعد از رایزنی های فراوان انتخاب کردم و ان شالله اگر خدا بخواد خیلی دوست دارم زایمانم طبیعی باشه ولی بازم راضیم به رضای خدا هرچی صلاح خودشه»

«میخوام دوماه باقیمونده از بارداریمو برم زیر نظر دکتر متخصص که فردا باید زنگ بزنم و نوبت بگیرم»

«بابا حمید تو این چند وقته واسه دخملش سنگ تموم گذاشته و حسابی تو همه زمینه ها باهام همراهی کرده بااینکه روزه بود و حس میکردم یه وقتایی خیلی اذیت میشه ولی پا به پام هرجا که میخواستم باهم اومد تا کارای دخملمون زودتر جلو بیافته»

بابا حمید ممنونیم ازت که اینقدر فداکار و با مرامی

فاطمه نوشت: بابایی همیشه همین رفتار نرمت و اخلاق خوبت بوده که مامانی رو عاشق خودت کردی 

خدایا خودت حافظ این خانواده سه نفری ما باش ...

 

+++ راستی ممنونم ازتون که اینقدر خوب و دلرحمید که دلتون برای همنوعتون میتپه و نگران حالش هستید.

خداروشکر اون فامیلمون که حالش اصلا خوب نبود و حتی به مدت یه روز هم توی کما رفت الان حالش بهتره و خداروشکر نی نی هاشم پیشش هستن +++



تاريخ : یکشنبه 29 تیر1393 | 0:35 | نویسنده : مامانٍ فنقولـღ |

 

دلم این لحظه رو میخواد ...

دلم نی نیم رو میخواد ...

دلم صدای گریه هاش رو میخواد

دلم برای فاطمه ام تنگه ... خسته شدم از بس تکوناش رو از روی هفت لایه پوست نگاه کردم و دلم براش ضعف رفت 

خسته شدم از اینهمه کاری که رو سرم ریخته و انجامشون ندادم بخاطر بعضی شرایط

من الان 7ماهمه . دو ماهه دیگه زایمانمه 

کاش چشمام رو میبستم و باز میکردم میدیدم تمام کارام انجام شده و نی نیم هم تو بغلمه

خدایا ناشکری نمیکنم چون خودت بهتر میدونی تو چه شرایطی هستم 

خدایا دستامو محکم تر بگیر 

الحمدلله علی کل حال

****************************************************

دوستان برای یکی از اقواممون بعد از زایمانش یه مشکلی پیش اومده تورو خدا براش دعا کنید حالش خوب بشه

تو 37 هفتگی به علت مسمومیت حالش بد میشه و میبرنش بیمارستان و دوقلوهای دخترش رو  زایمان میکنه 

نی نی هاش تو دستگاهن و ظاهرا خداروشکر حالشون خوبه ولی تو سر مادرشون یه لخته خون پیدا میشه و حالش اصلا خوب نیست ...

دعا کنید حالش خوب بشه 

بااینکه از فامیلهای نزدیکمون نیست ولی خیلی دلم گرفت وقتی این خبر روشنیدم 

دوستان اگه زحمتی نیست یک حمد تنها برای شفای این بنده خدا بخونید 

بلکه با دعاهای شما حالش خوب بشه 

دعا کنید



تاريخ : شنبه 21 تیر1393 | 11:19 | نویسنده : مامانٍ فنقولـღ |


او خداییش را شکر میکند و من همش ناله...

 

 

سجده فقط برای خداوند زیباست ...

 

هرکی قبول داره سجده فقط برای خداوند زیباست لایک کنه و یه <3 به عشقش بذاره

مهربان پروردگار من؛

می دانم حتی دست خالی برگشتن از درگاهت؛

«بی حکمت» نیست ...



تاريخ : شنبه 21 تیر1393 | 11:3 | نویسنده : مامانٍ فنقولـღ |
سلام بر همگی

خریدای سیسمونی  فاطمه خانوم ما تقریبا میشه گفت تموم شده و یه کم خیالم راحت شده چون یک مرحله مهم کار همین سیسمونی بود 

مرحله بعدی کارهامون مربوط به اتاق خواب نی نیمون ویه کم اتاق خواب خودمون میشه که هنوز تصمیم قطعی درباره اش گرفته نشده 

و آخرین مرحله هم مربوط به تغییر اساسی دکوراسیون خونه مون و چیدمان اتاق خواب دخملمونه

دو الی سه ماه بیشتر هم فرصت برای همه این کارها نداریم 

دعا کنید زودتر کارامون رله بشه ...

ماه رمضون همتون مبارکککککککککککک 

ان شاالله نمازو روزه هاتون قبول حق باشه

من و دخملمم یه جورایی روزه ایم

سحرها پابه پای بابا حمید پا میشیم و سحری میخوریم و افطار هم پابه پای باباجون افطار میکنیم ...

خیلیم خوب ... خیلیم شیک و مجلسی ...

روزه که نگیرم ؟! افطار و سحری هم نخورم ؟! یکباره بگید کافرم دیگه ...

تازه خیلی هم همسری خوشحاله که ما همراهش میخوریم و میگه ان شاالله خدا ثواب روزه دارهارو بهت میده ...

چه حالی میده آدم روزه نگیره ولی ثواب روزه دارهارو هم بهش بدن

تازه اینقدر که من دارم بامیه  میخورم همسری که روزه اس نمیخوره ...

ولی گذشته ازاین حرفا خداییش خیلی دلم میخواست روزه میگرفتم 

خوش به حال همه کسایی که روزه میگیرن و از اثرات معنوی ومادیش بهره میگیرن

تو این ماه عزیز و لحظه های ناب افطار و سحر خواهشا منم یاد کنید و برامون دعا کنید

 

تو برنامه سحر آقای مجری میگفت درآغاز این ماه عزیز خداوند خطاب به ملائکه میکند و بهشتون دستورمیده که دست از حمد وثنای من بردارید و تو این یکماه برای امت پیغمبرم محمد ص دعا و استغفار کنید

+روزی هزار مرتبه استغفرالله ربی واتوب الیه (برای گشایش درکارها و رفع گرفتاری و بخشش گناهان)

تو دعاها و استغفارکردناتون من ناقابل رو هم دعا کنید



تاريخ : دوشنبه 9 تیر1393 | 15:53 | نویسنده : مامانٍ فنقولـღ |
سلام دوستای عزیز

کم کم داریم به ماه مبارک نزدیک میشیم و من بااینکه امسال نمیتونم روزه بگیرم به خاطر بارداریم ولی خیلیییییییییییی حس و حال و فضای ماه رمضان رو دوست دارم ...

امسال از همه کسانی که میتونن روزه بگیرن و از برکات روزه داری استفاده کنن خیلی خیلی التماس دعا دارم

 

+ماه از زیر کار در رفتن به بهانه ضعف جسمانی

ماه خوردن ۴ وعده در ۲ وعده

و ماه میهمانی خدا پیشاپیش مبارک

+آیا می دانستید مستحب است قبل از افطار دعای جوشن کبیر بخوانیم ؟

اگه دوست داشتید به ادامه مطلب هم سری بزنید

 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 31 خرداد1393 | 16:47 | نویسنده : مامانٍ فنقولـღ |
سلام دوستان整理 のデコメ絵文字

به حساب سونوگرافی ۲۳ هفته ام و دختر مامان روزبه روز داره رشد میکنه و بزرگتر میشه خانمی ... ماشاالله

+اگه کمرنگ شدم چندتا دلیل داره:

....



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 24 خرداد1393 | 13:36 | نویسنده : مامانٍ فنقولـღ |
سلام Hello

خوبید خوشید؟چه خبرا؟

مثل اینکه سرهمتون خیلییییییییییییی شلوغه که خبری ازتون نیست ...

خوب ان شاالله سرتون به هرکجا که گرمه به شادی و خوشحالی و خبرای خوش باشه ...

امروز اومدم تا اسم خانم خانمای خوشگلمون رو لو بدم

من و بابایی اسم دخملمون رو خیلیی وقته که مشخص کردیم  و پروژه ی انتخاب اسمش خیلی وقته که تموم شده چندتا اسم رو لابه لای صفحات کتاب قرآن گذاشتیم و بالاخره این اسم قشنگ قسمت خانم خانمای مابوده ...

عکس نی نی های گوگولی

پس با شعری که باباجون حمیدش براش گفته اسمشو میگم:

فرزند عزیز و نازنینی ******** تو میوه ی کالی و جنینی

ششماهه جنین امید بابا ********* تو هدیه ی رب العالمینی

خواهم ز خدا که پاک باشی ********* چون نسل امیرالمومنینی

چون فاطمه اسم تو نهادیم ********* پس خوب بمان تو بهترینی

 

بله ما اسم دخملمون رو خانم فاطمه (به اصرار من) وفاطمه سادات (به اصرار بابا جون حمیدش) گذاشتیم... حالاباید دید کدوممون پیروز میشیم!

عکس دختر و پسرهای کوچولو ناز و زیبا

دخترم امیدوارم صاحب اسمت همیشه نظر ویژه ایی بهت داشته باشه تا بتونی از خانم فاطمه الزهرا عفت و حیا و پاکدامنی رو یاد بگیری و همیشه ایشون رو الگوی زندگیت قرار بدی

 



تاريخ : شنبه 17 خرداد1393 | 12:44 | نویسنده : مامانٍ فنقولـღ |

سارافون دخترم که از مشهد براش خریدیم و بردم حرم تا تبرکش کنم

گل سر خوشگل دخترم که خاله زهره که عاشقشه براش خریده

اینم شیشه کش سر که بازم زحمتشو خاله زهره جونش براش کشیده

 

 

تقریبا میشه گفت بیشتر وسایل سیسمونی دخملمو گرفتم و به امید خدا  داریم یه سری تغییراتی تو دکوراسیون خونمون میدیم تا اتاق دخمل نازمون رو بچینیم

کلی تلاش کردیم تا بتونیم خونمون رو عوض کنیم ولی انگار به صلاحمون نبوده و فعلا برای ۵ سال آینده بی خیال عوض کردن خونمون شدیم  و داریم با یکسری تغییرات تو دکوراسیون خونمون یک اتاق خواب دیگه اضافه میکنیم تا دخملمون هم اتاق خواب داشته باشه

میخواستم زودتر عکس وسایل دخترمو بذارم ولی با خودم گفتم همون موقع که چیدمانش تموم شد از ریز ریز وسایلش براتون عکس میذارم

فقط درهمین حد بگم که ست اتاق نینیمون قراره سفید قهوه ایی یا کرم قهوه ایی باشه

البته توش رنگای دیگه هم بکار میبریم که حسابی خوشگل بشه

+شبه قالی اتاق دخترم هنوز نصف کاره است تمومش نکردم

+میخوام اسم دخترمو با آینه کاری (کلاسی که چندماهه پیش رفتم آموزشش رو دیدم) درست کنم 

+ با همسری مردد موندیم که اتاق دخملمون رو کاغذ دیواری کنیم ؟ یا الیاف بزنیم؟یا پتینه اش کنیم؟ یا رنگش کنیم ؟یا ساده بمونه و روش استیکر بچسبونیم؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! ....

تورو خدا یه کم کمک فکری بهمون بدید



تاريخ : پنجشنبه 8 خرداد1393 | 10:57 | نویسنده : مامانٍ فنقولـღ |
سلام دوستای گلم

خوبید؟

من و دخترم از پیش امام رضای عزیزم اومدیم با کلی دعاهای خوب خوب برای شما ... که امیدوارم دعاهامون برای شما مستجاب بشه ... 495019_flirtysmile4.gif

من و دخترم دوتایی برای همتون نماز خوندیم ... ودخملم با لگدایی که میزد یادم می آورد که برای نی نی هاتون هم دعا کنیم

خداروشکر سفر خیلییییییی خوبی بود و جای همتون خالی بود ...اینسری امام رضای عزیزم حسابی تحویلمون گرفته بود و اتاقی که توش ساکن بودیم پنجره اش روبه گنبد و گلدسته های قشنگ آقا بود و هتلمون اینقدر به حرم نزدیک بود که صدای نقاره قشنگ تو اتاقمون بود و بسی کیف میکردیم ...

ان شاالله قسمت همتون بشه خیلییییییییی زود برید پابوس آقا ...

راستی دوستان  شما قضیه ساخت حرم امام رضا علیه السلام توسط شیخ بهایی رحمه الله علیه رو میدونید؟ ؟؟ من که وقتی بابام برام تعریف کرد هم گریم گرفت  و هم خوشحال شدم از اینکه چنین امام بزرگوار و رئوفی داریم

اگه دوست دارید بدونید بفرمایید ادامه مطلب ...شکلک های شباهنگShabahang

 



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 4 خرداد1393 | 9:44 | نویسنده : مامانٍ فنقولـღ |

روے ردیف نازکے از سیم نشسته بود ...!


 انگار بغض کرده بود ...


 کلاغ را میگویم ، زیر لب آرام و شکسته زمزمه میکرد :


 رضا جان من که کبوترت نمیشوم


 اما دلــــ♥ــم به دیدن گلدسته ات خوش است ...

++++++++++++++++++++++++++++++++

سلام دوستای خوبم

+حدود دو ساعت دیگه اینترنت بنده قطع خواهد شد ... البته نه شارژمون تموم شده ونه مهلت قراردادمون فقط شرکت پارس آنلاین قراره یکسری تغییرات خیلی خوبی تو نحوه سرویس دهیش بده که انگاری به نفع مشتریاس

پس ماهم بسیار خوشحالیم از قطعی اینترنت

+خبر دیگه اینکه من و دخملمو و باباجون حمید و مامان جون و باباجون خودم بعد از ظهر امروز بلیط داریم برای پابوسی آقا امام رضای عزیزمممممممم

الهی قربونت برم اقا که بالاخره قسمت شد تو بارداریم بیام پیشتون و دخملمم بیارم پابوسی شما

آخه دوستان مشهد رفتن ما قضایایی داره واسه خودش

دوبار دیگه تو سه ماهگیم قسمت شده بود که بریم مشهد (دفعه اول قرار بود با خانواده همسری بریم مشهد- دفعه دوم قرار شده با خانواده خودم بریم) از اونجایی که من شنیده بودم مسافرت تو سه ماهه اول بارداری به علت خطر سقط خطرناکه و مضره برای هردو سفری که جور شده بود بریم استخاره کردم ... اونم استخاره با قرآن

که اولی خیلییییییییییی بد بود و توش هلاکت بود

و دومی هم خیلیییییییییی بد بود و پشیمونی داشت

خلاصه ما قید مسافرت رو زده بودیم و از طرفی دلم ضعف میرفت تا اسم امام رضای عزیزم میومد... واین شد که بالاخره دلو به دریا زدیم و گفتیم تا ماه رجب هست و ماه زیارتی آقا حتما یه سر بریم مشهد فقط با این تفاوت که اینبار میخواییم با قطار بریم و امنیتش خیلییییییی بیشتره وبه خاطر همین دیگه استخاره هم نکردم اخه اون دوتا سفر رو قرار بود با ماشین خودمون بریم و شاید به خاطر همین بد میومده  ... نمیدونم والا ...

دیگه مخلص کلام اینکه ساعت ۶:۲۵ بعداز ظهر ساعت حرکتمونه

دعاگوی همتون هستم  مخصوصا مامان گل گلیای مهربونی که مثل خودم بار شیشه دارن

مثل : فرزانه جون و دخمل نازش  - مامان بانو کوچولو و بانو خشگلش - نغمه خانمی عروسک نازش - نفس جان وفندقش 

و دوستان عزیزم که تو وبلاگ فرزند صالح دارن اماده میشن تا  ان شاالله به جمع ما قلمبه ها اضافه بشن!

نایب الزیاره همتون خواهم بود اگر لایق باشم

دوستون دارم

بای تا جمعه ....

 



تاريخ : یکشنبه 28 اردیبهشت1393 | 8:0 | نویسنده : مامانٍ فنقولـღ |

 

523960_368596529876442_424889326_n.jpg

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

گویند علی وصله به کفشش میزد

ای کاش ...

دل پاره من کفش علی بود !

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

میلاد مولا  علی

م ب ا ر ک

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

از طرف دخترک ناز مامان : بابا حمید جونم روزت مبارک

۱۰تا دوست دارم بابایی

http://www.sheklakveblag.blogfa.com پريسا دنياي شكلك ها

 



تاريخ : چهارشنبه 24 اردیبهشت1393 | 11:25 | نویسنده : مامانٍ فنقولـღ |

 

سلــــــــــــــــــــــــــــــــــــام

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شکلک ها

خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی خوشحالم

پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

چون:

جنسیت نی نیم مشخص شد ... بالاخره !

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 21 اردیبهشت1393 | 22:15 | نویسنده : مامانٍ فنقولـღ |
سلام گل گلیا

خوبید؟ خوشید؟

منو فنقول اسمایلیـــ هایـــ سنجابـــ و فندقــــ اینسری با یک پست آموزنده اومدیم

یه سری عکس تو ادامه مطلب میذارم خانمهای محترمه باردار لطف کنن حتما بخونن231419_starescreen.gif بقیه هم اگه دوستدارید اطلاعاتتون درباره دوران بارداری بالا بره بخونین

البته تو پرانتز بگم (شاید بعضیاتون این کتابو دارید و مطالعه کردید و یا در جایی دیگه ایی مطالبشو خوندید) به هر حال با خودم گفتم گذاشتن این پست خالی از لطف نیست

راستی من خودم با این نماهنگ که درباره امام زمانه خیلییییییییییییییییی حال کردم... از نماهنگهای شبکه هد هد هستش شاید خیلیاتون شنیده باشین

من که کلی باهاش گریه کردم

دوست داشتید دانلودش کنید و گوش کنید و حالشو ببرید

اینم لینک دانلود :اگه بیادش آقا بهار میشه دنیا 



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه 18 اردیبهشت1393 | 10:43 | نویسنده : مامانٍ فنقولـღ |
سلام عزیزان

قالبمون خوب شده؟

می پسندین عایا؟!

یک خبر:

هفته ی دیگه قراره مامان شیما دست فنقولش رو بگیره و بره .... سونو تعیین جنسیت ..!

دل تو دلم نیست ... دلم میخواد زودتر نی نیم رو به اسم خاص خودش ینی یا دختر و یا پسر صدا بزنم ...

دیگه دوست ندارم بهش بگم فنقول پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

به نظر شما نی نی ما جنسش چیه؟ دخمل یا پسره؟

راستی من و بابایی اسم نی نی مون روخیلییییی وقته انتخاب کردیم

یک اسم دختر و یک اسم پسر ... !

فعلا سکرت میمونه تا جنسیتش مشخص بشه لطفا اصرار نفرمایید که بگم حتی شما دوست عزیزپریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

الهی قربونت برم هر کدوم که باشی تاج سر مامان شیمایی فدات شم _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

راستی مامان گل گلیای محترمه یه سایت با حال پیدا کردم  که تو هر هفته ایی که باشی فندق تو شکمتون رو با سونو سه بعدی نشونتون میده

اینم آدرسش: سونو سه بعدی

برید حالشو ببرید

فعلا بای...

اضافه شد:

دیروز با خاله زهره و مامان جونم رفتیم برای ادامه خریدهای سیسمونی ....

ولی لامصب مگه میشه چیزی بخری؟! از بس گرونه همه چی ...

اقلامی که دیروز بعد از سه ساعت گشتن درسیسمونی فروشی هاخریداری نمودیم:پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

یک عدد کلاه حمام پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/به قیمت ۱۱هزار تومان ... از اینا:

 

دوتا از این عروسک افرقایی ها یک دختر ویک پسر که سوار تاب هستند برای تزیین اتاق به قیمت ۱۴ هزار تومان

یک عدد تاب و شرت سبز ارتشی اسپرت پسرانه برای یکسالگی به قیمت ۵۴ هزار تومان

 بعدش هم مهمون مامان عزیزم رفتیم آبمیوه و بستنی زدیم بر بدن 

البته ناگفته نماند که خیلیییییییییی از چیزایی که میخواستیم بخریم رو یا نداشتند و یا رنگش مورد پسندمون قرار نمی گرفت و یا خیلییییییییییی گرون بودن (مثلا سرویس روروئک . کریر و ساک لباس رو میخواستیم بخریم که رنگهاش اصلا قشنگ نبودن - یا در به در دنبال کرم بدن مارک جانسون بودیم که انگار قهطیش اومده بود - قنداق فرنگی و پتوی اسپانیایی و روتختی هم میخواستیم بخریم که رنگها ومدلش اصلا به دلمون نمی نشست و نخریدیم) 

فعلا ...

 



تاريخ : یکشنبه 14 اردیبهشت1393 | 19:57 | نویسنده : مامانٍ فنقولـღ |
سلام

دست خودم نیست دوست دارم تند تند از فیسقیلیم و خبرهای مربوط به اون بنویسم ... ببخشید دوستان اگر یه وقتایی حوصله تون سر میره از حرفای من ...

اینجا قراره بشه یه دفتر خاطرات واسه فنقولکم تا بعدا که بزرگ شد بخونه و کیفش رو ببره و به مامانش افتخار کنه

دوستان عزیز بالاخره پروژه خرید تخت و کمد فرزند دلبندمان به اتمام رسید و خریداری نمودیم...

یک عدد سرویس تخت و کمد و پارتیشن به رنگ (سفید -قهوه ایی ) که بشیار مورد پسند من و همسری و خانواده ام قرار گرفت . دست باباییم درد نکنه ...

ممکنه بعضیاتون پیش خودتون بگید که چرا اینقدر زود خریدم و عجله کردم ... !

ومن در جواب شما دوستان عزیز میگم که : هیچ عجله و شتابی در کار نبوده و بنده طی دوماه گذشته به شدت به دنبال مدلهای تخت و کمد بودم و هرچی که میدیدم به دلم نمی نشست و بالاخره وقتی این مدل رو دیدیم هم من و هم همسری به شدت پسندیدیم و شب بعدش هم با مامان و بابام و خواهر عزیزم و شوهر خواهرم و علیرضا رفتیم برای خرید و خداروشکر خوانواده ام هم خیلی پسندیدن و دیگه ماهم شرایط رو جور دیدیم گفتیم تاتنور داغه نون رو بچسبونیم که چسبوندیم

وقتی به یه بنده خدایی گفتم که سرویس نی نیم رو خریدم با طعنه و متلک گفت : شما همیشه کارهاتون عجله اییه و تند تند دوست دارید همه چی تموم بشه ولی ما اصلا اینطور نیستیم و نمیتونیم مثل شما اینقدر عجله ایی تصمیم بگیریم... منم بهش گفتم نه خدا رو شکر ماهیچ عجله ایی نداشتیم و بعد از کلی گشتن به این تنیجه رسیدیم که این سرویس مناسبیه و خیلی هم به دلمون نشسته....

این بنده خدا با این حرفش خیلیییییییی دلمو شکوند چون هم حرفش بد بود وهم لحن بیانش خیلییی تند و زننده بود ولی من حوالش دادم به خدا که خودش جواب این زبون تندش رو بده .. من که از پس زبونش نمیتونم بر بیام

...

بگذریم فنقول مامان نباید غصه بخوره ... الهی قربونت برم مامان عزیزکم اگه اون بنده خدا عیبش اینه که زبون تند و زننده داره منم عیبهای بزرگتری دارم که فقط خدا میدونه که بااین عیوبم دل چند نفر رو تا حالا شکوندم

خدا ان شاالله از سر تقصیرات هممون بگذره ...

فنقولکم برای اخلاق مامانی خیلی دعا کن ..

 

راستی عزیزکم امروز روز معلم بود و مادوتامعلم عزیز تو خانوادمون داریم و یکیش بابا بزرگ عزیزته (بابایی گل بابا حمید) ....

بابایی روزتون مبارک  ... ان شاالله سایتون سالیان سال بر سر هممون مستدام باشه ... انشاالله!

و دومیش فنقولم بابا حمید خودته که یه جورایی معلمه ... اونم چه معلمی ... معلم قرآن و مفاهیم و تفاسیر قرآنی .. به به به ....!

ما باید این روز رو به بابایی گلت بابا حمید هم تبریک بگیم  ...

بابا حمید روزت مبارک ... همسر عزیزم روزت مبارک

کادوهای که امروز به بابایی دادن: یه تابلوی خیلیییییییییییی قشنگ با جمله ی من کنت مولاه فهذا علی مولا + یک کارت پول هدیه ۵۰هزار تومانی

اضافه نوشت :

اینم عکسای عروسکهایی که خاله زهره زحمتشو کشیده بود

عروسک شعبون :(من عاشق این عروسکه شدم و کلی با خواهرم باهاش بازی کردیم  کودکه درونه دیگه نمیشه کاریش کرد ...)

عروسک ننه قمر:

 



تاريخ : جمعه 12 اردیبهشت1393 | 20:48 | نویسنده : مامانٍ فنقولـღ |

سلام دوستان

یه بار اومدم نوشتم یه عالمه ولی همش پرید....

الان اومدم خلاصه تر بنویسم از احوالاتمون و از نی نی تو راهیمون

خاله زهره از سفر شمال به سلامتی برگشتن  و کلی سوغاتی ناز واسه فندقمون آوردن دستشون درد نکنه

(عروسک های کارتون شکرستان) ان شاالله سر فرصت عکساشو میذارم - با یه جعبه کلوچه نادری

فندقم خاله زهره خیلیییییییییییی دوست داره و کلی قربون صدقه ات میره و دقیقا همون حسی که من نسبت به علیرضا داشتم وقتی فهمیدم زهره علیرضا رو حامله است

دیروز سر یه صحبتی که درباره فنقول بود نزدیک بود خاله زهره گریه اش بگیره که من بحثو عوض کردم ...آخه میدونی فنقولم من و خاله زهره دوتا خواهر بیشتر نیستیم و به جز همدیگه کسی رو نداریم .و جونمون در میره برا همدیگه خدا ان شاالله خاله زهره رو حفظش کنه

خب ردیگه اینکه امروز رفتم مرکز بهداشت نزدیک خونمون و تشکیل پرونده دادم

یه خانم دکتر خوش اخلاق که کلی ازش خوشم اومد . فشارم رو گرفت : به قول خودش به زور ۱۰.۵ میشد و گفت یه کم پایینه و باید خودتو بیشتر تقویت کنی

وزنم رو هم گرفت : حالا بماند ...

و از همه مهمتر اینکه صدای قلب فندقمو شنیدم و خانم دکتر گفت که خدا رو شکر رشدش هم خیلیییییییی خوب یوده ... خدایا شکرت .... شکرت ....

الهی قربون صدای قلبت بشم که مثل یه گنجیشک کوچولو میزد ... آخ خخخخخخخخخ خدا کی میشه فندقم بیاد تو بغلم و سرمو بذارم رو سینه کوچیکش و صدای قلبش رو از نزدیک خودم حس کنم

راستی فندقم برای مامانی خیلییییییییی دعا کن چند وقته تو خواب زیاد ناله میکنم و به خانم دکتر گفتم و خانم دکتر گفت احتمالا لوزه هات متورم شده چون سرفه هم زیاد میکنم و تنگی نفس هم تا دلت بخواد ...

فردا قراره دوباره برم مرکز بهداشت تا پزشک متخصصشون هم منو ببینه .... نگران خودم نیستم عزیزکم ... میترسم این مشکل من برای تو مشکل ساز بشه فدات شم

دوست دارم گل نازم ... فرشته کوچولوی من

164465 443125529099448 1368108801 n نینی های زیبا

واییییییی بخورمت نی نی

69631 427951433954246 1976001639 n نینی های زیبا

 عکس های بچه,عکس بچه ها ,دختر بچه,عکس دختر بچه,عکس از بچه,دانلود عکس بچه,دانلود عکس,عکس بچه ناز,بچه خوشگل,نی نی ناز ,نی نی کوچولو.عکس نی نی,نی نی ها,بچه کوچولو, عکس بچه کوچولو

 

 



تاريخ : سه شنبه 9 اردیبهشت1393 | 19:25 | نویسنده : مامانٍ فنقولـღ |

سلام بر مای فرندز خودم یعنی همون دوستان گل گلی خودم

خدارو شکر ماه سوم حاملگی به پایان رسید و چند روزی میشه که وارد چهار شده ایم و دیگه خبری از حالت تهوع و گلاب به روتون بالا آوردن محتویات داخل معده و تنتفر از بوی غذاها نیست و همه چیز به خوبی و خوشی به اتمام رسیده ...

پریروز بالاخره بعد از سه ماه تمام تونستم کتلت درست کنم با سالاد شیرازی  و ریحان تازه در کنار همسری بزنیم بر بدن و حالشو ببریم ...البته جاتون خالی

وقتی از گلوم پایین میرفت کلی خداروشکر میکردم که دوباره داره طبعم به غذاها برمیگرده و بالاخره فنقول مامان شیما بیشتر تقویت میشه ...

الهی بمیرم برات مامانی تو این سه ماهه چی کشیدی از دست مامان؟!

ولی قول میدم جبران کنم

خبر دیگه اینکه به شدت همسر گرام در بیرون از خانه و بنده در داخل خانه از طریق اینترنت و سایت های مشاورین املاک دنبال خونه هستیم تا قبل از اومدن نی نیمون بتونیم یه کم جامون رو بزرگتر کنیم و جابه جا بشیم

بچه ها خیلییییی برامون دعا کنید که ان شاالله یه خونه خوب پیدا کنیم

خبر دیگه اینکه به شدت دنبال یه مدل قشنگ از سرویس چوب نوزاد نوجوان میگردم و هر چی میبینم به دلم نمیشینه نمی دونم چرا؟!

اگه تو انتخاب کمک کنید ممنونتون میشم

خبر دیگه اینکه بنده هنوز تشکیل پرونده ندادم و هنوز دکتر متخصص خاصی که زیر نظرش باشم ندارم و پیگیر این قضیه هم هستیم ... بازم برام دعا کنید تا بتونم یه دکتر خوب انتخاب کنم که درآینده از انتخاب اون پشیمون نشم

خبر دیگه اینکه به شدت هوس آلوچه و چاقاله کردم ولی شنیدم مسمومیتت حاملگی میاره.... عایا صحت دارد؟! وما باید از خیر خوردنش بگذریم؟

تو این چند وقته خوراکم شده هندوانه ... هندوانه ... هندوانه ....! وهرروز حتی صبح ناشتا میرم سر یخچال و کمی هندوانه میل مینماییم و هسته هایش هم نصیب عروس هلندیمان (پرنده زینتی) میشود و به همسر گرام هم حتی مهلت نگاه کردن به هندوانه ها را نمی دهیم و به عنوان مثال یک هندوانه ۸ کیلیویی را ظرف ۳روز کلکش را سه تایی (من و فنقول و عروس) کندیم  ... نوش جونمون .... برای محفوظ ماندن از چشم زخم: ما شاالله لا حول ولا قوه الا بالله ...

وهمسر عزیزمان وقتی دید هندوانه ۸ کیلویی کفاف ما را نمی دهد برایمان ۱۶ کیلو هندوانه تهیه کردو ما در حال نوش جان کردنش هستیم  که البته فک کنم طی روزهای آتی آنهم تمام شود و بیچاره همسری ما ....

خبر آخر هم اینکه: منتظر عکسهای وسایل فنقولک ما باشید !

تا پست بعد خدا نگهدار ... 



تاريخ : چهارشنبه 3 اردیبهشت1393 | 11:15 | نویسنده : مامانٍ فنقولـღ |

هی با پشت دست ها ، چشم هایش را می خاراند.

پشت دست ها چروکیده اند. پشت دست ها ، رگ های آبی دارند با یک انگشتر ارزان قیمت فیروزه، از این ها که توی بازار پشت حرم می فروشند. روسری سفید دُور توری سوغات مکّه را با سنجاق قفلی نگین دار بنفش زیر گلو محکم کرده است و با آن دست دیگرش ، هی با دکمه های پیراهن چیت گل دارش بازی می کند.

سبد پلاستیکی روی میز کنار تختش، پر است از قرص و شربت و شکلات!

- شکلات ها رو جمع می کنم برای نوه ام. اسمش آمریتاست ! (آرمیتا )

و باز با پشت دست ها چشم ها را می خاراند.

هی نگاهش را می دزدد. نمی گذارد به عمق چشم هایش خیره شوی. عمق چشم هایش خاکستری است. عمق چشم هایش یک جور خاکستری است که لابد قبلاً سبز زیتونی بوده یا آبی سیر شاید... . مژه هایش هنوز خوش فرم و برگشته اند و ترکیب چشم ها ، نشان از روزهایی دارند که شهلا بوده اند و جنون آور... .

سرم را انداخته ام پایین ، چون سرش را انداخته پایین :

- آره دیگه... منو آوردند انداختن این جا. دیگه نمی خواستَن منو. درد سر داشتم دیگه.آدم پیر که می شه، هزار جور ادا داره مادر. یه وقتایی گُشنَم می شد قبل از وقت غذا...یه وقتایی غر می زدم...یه وقتایی مهمون که می اومد بلد نبودم خوب نشست و برخواست کنم...یه وقتایی حتی اختیار ادرارمم نداشتم... .

ادامه را در وبلاگ دوست خوبم  طهورا  و به قلم خود ایشان بخوانید

میلاد خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها مادر همه ی شیعیان وروز مادر مبارک ...



تاريخ : یکشنبه 31 فروردین1393 | 14:19 | نویسنده : مامانٍ فنقولـღ |

 

اندر احوالات ما ...

و یه خورده طلب کمک از شما دوستان عزیز



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 30 فروردین1393 | 8:19 | نویسنده : مامانٍ فنقولـღ |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.